موضوع : تغییر نظام حاکم ! ضرر یا منفعت ؟
قسمت اول
شاید تا قبل از حمله آمریکا به عراق و افغانستان ، عامه مخالفان دولت بر این عقیده بودند که آمریکا تنها منجی ملت ستمدیده ی ایران است !
اما طی حوادثی که پس از اقدام نظامی آمریکا در عراق و افغنستان رخ داد ، این باور ( منجی بودن آمریکا ) در بین طرفداران آن تا حدودی رنگ باخت .
امروزه دیگر تصور اینکه آمریکا بیاید و آزادی و ثروت مان را دو دستی تحویلمان دهد تا حدودی احمقانه به نظر می رسد !
***
به نظر بنده حقیر ، هیچکسی از خود ما بر ما مهربانتر نخواهد بود .
شاید بسیاری از مردم این مسئله را می دانند و یقین دارند که تنها کسی که می تواند ایران را آباد و آزاد سازد تنها خود ملت ایران هستند و نه هیچ کشور یا دولت دیگر .
اما هر کسی به هزار و یک دلیل از زیر بار این مسئله شانه خالی می کند و همه هم انتظار دارند که دیگری این کار را انجام بدهد !
***
هر روز شاهد خبرها و مطالب گوناگون در ارتباط با عاقبت ایران هستیم .
عده ای بر این تصورند که تحریم اقتصادی تنها عملی است که از سوی ابر قدرتها بر ضد حکومت ایران ( در اصل مردم بد بخت ایران ! ) اعمال می شود و ضد و خوردی در میان نخواهد بود .
عده ای دیگر هم که آتش تندتر و هیجان بیشتری دارند بر این باورند که حمله نظامی ابر قدرتها ( عالیجنابان ) به رهبری آمریکا بر ضد حکومت ایران امری است حتمی !
در ظاهر به نظر می رسد که ابر قدرتها قصد ندارند در مقابل ادعای حکومت ایران کوتاه بیایند . چرا که در غیر اینصورت ( یعنی برنده شدن ایران در این مجادله ) دیگر در هیچ کجای دنیا سگ صاحبش را نخواهد شناخت ! و همین فرداست که مباشران ( دولتمردان! ) کلیه مستعمرات ( کشورهای جهان سوم به ظاهر آزاد ! ) سر به طغیان و شورش بگذارند و دیگر حاضر نشوند باج و خراج مربوطه و معهوده را به ابر قدرتها ( دول مترقی ) بپردازند !
و این امر یعنی سقوط و انحطاط عالیجنابان !
***
در اینجا می خواهم به مسئله ای اشاره کنم که بی ارتباط با این موضوع نیست :
آیا عاقلانه و منطقی به نظر می رسد که باور کنیم ؛ کسانی که در این زمانه هنوز دارای
حق وتو هستند ، اجازه دهند که دنیا بی سر و صاحب به حال خود رها شود و هر کس و ناکسی در هر گوشه از دنیا ساز خودش را بزند ؟!!به فرض اگر اینگونه باشد ، دیری نخواهد گذشت که دولت های فاقد حق وتو که کاملا مستقل هم هستند، تمام حق و حقوق صاحبان حق وتو را به بانگ سگ هم حساب نکنند و بر سر نابودی این حق ظالمانه هر روز لشگر کشی سیاسی به راه بیاندازند ....
پس حقیقت چیست ....؟؟؟ چرا هنوز هم با اینهمه مدعیان آزادی و حقوق بشر در سر تاسر جهان ، حق وتو به قوت خویش باقی مانده و اعتراض کسی به نتیجه ای نرسیده است ......؟؟!
جواب این سوال شاید چندان پیچیده نباشد ، اما نیازمند توضیح مختصری است که به عرض می رسانم .
در حقیقت ، عوام الناس همیشه عوام الناس هستند و می شود همیشه ایشان را بازی داد !
مهم این است که بوسیله چه کسی بازی داده شوند !
بازی دهنده ها در دنیای امروز اسمهای دهان پر کن و عوام خر کنی همچون رئیس جمهور و نماینده مجلس و احزاب دینی و رهبر سیاسی و آزادیخواه و روشنفکر و از این قبیل را برای خود انتخاب کرده اند ،اما با همه این رنگارنگ بودنها و تفاوتها ، همگی در یک نقطه اشتراک اساسی دارند ! اگر چه شاید در ظاهر و در بین عوام الناس دشمنان خونی همدیگر به نظر برسند ! ( ضرب المثل : دعوای زرگری ! )
و آن نقطه اشتراک این است که همگی باید تنها در راه سود و منفعت عالیجناب قدم بردارند و با سیاه بازی و مهره بازی کاری بکنند که عوام الناس ( مردم ، ملت ) کاملا از حال خود غافل شده و به تماشای معرکه مشغول شوند تا عرصه برای استعمار و چپاول مخفی عالیجناب کاملا باز و بی خطر شود . البته گاهی هم باید به مردم نقش های کنترل شده ای را واگذار کرد ..!!
مخصوصا اینکه تقریبا بیشتر ملت دنیا ( و خصوصا ملت ایران ) از هیجان برپایی آشوب و بلوا لذت می برند و حتی بدشان نمی آید که نقشی هم در این میان به عهده داشته باشند !
نمونه ی این اعطای نقش از جانب عالیجناب به عوام الناس را می توان در انقلاب سال 57 ، ملی شدن نفت و انقلاب مشروطه و .... مد نظر قرار داد .
پایان و عاقبت تمام این حرکتها نه تنها به سود ملت و مردم نبوده بلکه عاملی بوده برای جولان و استعمار بیشتر مردم و منابع کشوری از طرف عالیجناب و چیزی در حد وعده سر خرمن برای مردم !
ادامه دارد ......
